خیال که خیس نمی شود
بین باران و خیال فاصله بسیار کم است و تو آن چتری که بالهایت رو به باران باز است تا خیال من خیس نشود
در کوچه پس کوچه هایش هزاران بار خودم را گم می کنم من می نویسم سیب را آرزو می کنم آنقدر که زندگی از کنارم بی قهقهه رد شود و دنیا بداند هرگز مرا خواب نمی کند پ.ن) حالا کجای آشنایی ما خط خورده که تو اینهمه دلگیری؟؟؟ تکه ای ابر زلال خانه ای آبی و خیس و خدایی نگران در کودکی خیال می کردم اگر خدا بین آدم ها و عروسک های روی زمین مرا گم کند نشانم را از فرشته ها می پرسد و پیدایم می کند و حالا می دانم این بغضی که فرو خورده ام نه شوریدگی ٬ نه دلشدگی و نه چند خط شعر است ٬ فقط یک مشت آرزوست پ.ن ) و هنوز نمی دانم خدا کودکان را فرشته می داند یا نه؟؟؟ هزار شاخه گل مریم پژمرده شد و من تلخ ترین شعرم را برای تو نوشتم عجب تلخ است نگاه آخر تو که مي گويد روم من از بر تو در اين وادي همه را نيک دانند؟؟؟ بدي را خوب خوبي بد شمارند عجب صبري به من دادي تو اي پيچ نکن هر دم مرا بازيچه هيچ عجب شادانه رويش را کشيدم به دستانش گل مريم شنيدم دل تنگم از آن پس خون ناليد سرش را ميان مرده ها ديد عجب مستانه دل بستم به رويا اسيرم کرد ناز ساز دنيا عجب خوابيده عشقم با شهامت به زير سنگ آرام بي نهايت (به پدر که دستانم را به نگاهش سپرده بودم) تا خدا ببیند در آسمانی ترین گوشه دلم یک فرشته زندنگی می کند " من خواب فرشته ها را رویا نمی دانم " از درخت چشم تو افتادم و قلبم شکست خش خش و پای تو و برگ دلم یادت که هست زیر سایه روشن تو روزهایم تیره شد دست آخر اشک بر لیخندهایم چیره شد قطره قطره آب می دادم تو را با هر نفس گرچه کردی نرم نرمک بالهایم در قفس آشیان عشق من را شاخه هایت پاره کرد تا که باشی خاک من را ریشه هایت چاره کرد میوه های کال چشمان تو را من چیده ام دیگر از ساز توـ آواز خودم رنجیده ام نو بهارم باورم کن می روم از فصل تو یادگاری این تبر باشد برای نسل تو رزا(زیباترین گل زندگیم) کنار رود زندگی که کوزه دلم شکست و خرده های قایقم بدون تو به گل نشست به دست های روزگار که کرد شال غم سرم خیال می کنم هنوز منم که پشت آن درم و نقش می کنم تو را فرشته سیاه من سپید می شود ولی درین میانه ماه من که طعنه می زند به شعر عجیب ردپای تو و آه می کشم که حیف خمیده ام به جای تو رزا(زیباترین گل زندگیم) در جیبهای آینه جا مانده است
آینه را بشکن و مرا از پشت تمام تصویرها بیاب من یادگار عشقم آینه در آینه... " آینه شکسته صدای آینه دل من است " تا فرشته ها گمان کنند من دزد هستم و راه بهشت را بر من ببندند راستی راه بهشت از کدام طرف است؟؟؟ کاش نه سیب را آرزو می کردم نه شعر می نوشتم " من شوریده ی آسمانم نه زمین " لک لک ها به انتظار پرواز نشسته اند در کدام آسمان تکرار آفتاب زیباتر است؟؟؟ آسمان خیال من؟؟؟ یا آسمان خوابهای تو؟؟؟ بی گمان تو آن فرشته ای نبودی که دستهای مرا به سوی آسمان نشانه رفته است و یا شاید من به اشتباه یک سبد ستاره پیشکش خواب و خیال کرده ام بیش از نیمی از روز را در خواب و نیمی از شب را در خیال می گذرانم " خدایا به زمین نگاه کن ٬ یک نگاه عاشقانه " ستاره ها با من شب زنده داری کنید تا من بمیرم و زنده شوم و سحر را دوست بدارم که زیباترین شعر دنیا در گوش آسمان خوانده شده است چشم هایم را می بندم و خدا را در خانه ی فرشتگان می بابم در اقیانوس های زمین ماهی ها بی تاب زندگی شده اند افسوس که کسی نمی داند ستاره ها و ماه گاه با هم اشک می ریزند تا هزار و یک بار خورشید سرد نشود و ماهی ها رنگین کمان آبها را به آسمان قرض بدهند
| Design By : Night Skin |
