خیال که خیس نمی شود
پشت افق های خیال آسمان مرا از خودم می گیرد و من تکه ای از خودم را به دنیای خیال می بخشم
تا آسمان فردا را سبز کنیم قرارمان این نبود آسمان تیره شود ..................... تمام شب بر سرم فرو می ریزد و در آسمانی شکسته ستاره ها را می بینم که پر نور خاموش شده اند ................................ چقدر صبور بمانیم تا تاریکی این شبها را تاب بیاوریم با اینهمه زمان گذشته است... دوباره در آفتاب نغمه می خوانیم و سیلابی از گل های سرخ را در باغچه آسمان منتشر می کنیم این زمان دیر نیست... دوباره آسمان را رنگ می کنیم ................................
رنگین کمانی از رنگ ها را چیدیم
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت
2:29 توسط سهیلا| |
| Design By : Night Skin |