تبليغاتX
خیال که خیس نمی شود - برای شعرهای بیقرار تو


خیال که خیس نمی شود

قصه ای نوشته بر دیوار تنهای دلم، آرام تر از رویا و نازک تر از خیال، تو به هر نامی که می خواهی بخوان

به سمت رنگین کمانی از سپیده دم برو

با آسمان همه جا همراه شو

رویاهایت را به دنبال خودت بکش

تا انتهای آن اتاق آبی

تا خواب دیدن یک خواب زمستانی

به آنجا برو

به جایی که روبروی خودت بایستی

و ورق بزنی دفتر شعرهایت را

تا بزرگ شدنت تا بزرگی

کنار صداقت و مهربانی

به آنجا برو

که پر از خیال تو اما حقیقت توست

و آنقدر در معصومیت خودت بنویس

که روی شگفتی واژه هایت

به دورترهای دور سفر کنی

به آبی های دوستت دارم ها

با تمام ستاره هایی که تا صبح شعر تو

بوی خوب بهشت می دهند

و آنقدر خودت را ادامه بده

تا مفهوم شعرت را زنده کنی

و سطر سطرش را هدیه کنی

 به قلب فرداهای زندگی

(تقدیم به زیباترین گل زندگیم)

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 22:0 توسط سهیلا| |


Design By : Night Skin