خیال که خیس نمی شود
قصه ای نوشته بر دیوار تنهای دلم، آرام تر از رویا و نازک تر از خیال، تو به هر نامی که می خواهی بخوان
خسته نباشی دلکم چه صبری داری دلکم آدما روت لگد کنن قضاوت غلط کنن خورشید ازت رو بگیره بارون رو چترت بمیره خسته نباشی دلکم چه صبری داری دلکم همه تو رو جا بذارن تنهای تنها بذارن داد بزنی کمک می خوام من یار بی کلک می خوام خسته نباشی دلکم چه صبری داری دلکم قدر تو رو نمی دونن حتی تو رو بد می خونن کاری ندارن به چشات به قطره قطره نگات خسته نباشی دلکم چه صبری داری دلکم صدا ازت در نمیاد هیچ کی دلت نمی خواد این جوری که کم میاری فقط برام غم میاری خسته نباشی دلکم چه صبری داری دلکم .........................
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت
8:39 توسط سهیلا| |
| Design By : Night Skin |
